Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : کمک

تلفظ بین المللی : /kˈomak/ تلفظ :‌ [k'omak]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیگویش مازنیمترادف و متضادواژه نامه بختیاریکافرهنگستان زبان و ادب
  • کمک آنزیم
  • کمک ابزار جنسی
  • کمک افزار
  • کمک باروری پزشکی
  • کمک حلاّل
  • کمک خلبان
  • کمک خواستن
  • کمک ذوب
  • کمک زادآوری پزشکی
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیگویش مازنیمترادف و متضادواژه نامه بختیاریکافرهنگستان زبان و ادب

لغت نامه دهخدا

کمک . [ ک َ م َ ] (اِخ ) دهی از دهستان شهرکی است که در بخش شیب آب شهرستان زابل واقع است و 1650 تن سکنه دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 8).

کمک . [ ک َ م َ ] (ص مصغر، ق ) کم . قلیل . (فرهنگ فارسی معین ).- کَمَکی ؛ اندکی . (فرهنگ فارسی معین ): کمکی حالش بهتر است . (یادداشت...

فرهنگ عمید

اندک.

یاری؛ مدد؛ همراهی.

اندک.
یاری، مدد، همراهی.

فرهنگ معین

(کُ مَ ) [ تر. ] ۱ - (اِ. ) مدد، یاری ، کومک نیز به همین معنی است . ۲ - (ص . ) آن که همکاری می کند. ۳ - دستیار، همراه .

فرهنگ فارسی

گزینه‌ای که مجموعه‌ای از اطلاعات کمکی را به صورت‌های گوناگون در اختیار کاربر بگذارد

دهی است از دهستان شهرکی بخش سیب آب شهرستان زابل واقع در ۲۴ کیلومتری خاور سکوهه جلگه و گرم و معتدل دارای ۱۶۵٠ تن سکنه محصول غله صیفی پنبه لبنیات صنعت دستی قالیچه و گلیم بافی.ماخوذازترکی کومک:یاری، مدد، همراهی( اسم ) مدد یاری : امیر زاده رستم در جواب گفت من بر حسب کمک آمده ام . یا کمک مالی . بوسیل. مال و پول کس...

دانشنامه عمومی

کمک ممکن است به یکی از موارد زیر اشاره داشته باشد:کمک (زهک)کمک (کرمانشاه)کمک علیاکمک سفلیکمک (زابل)wiki: بخش مرکزی شهرستان زهک واقع در ۳۰ کیلومتری زابل و ۱۰ کیلومتری زهک می باشد.جمعیت روستای کمک، طبق سرشماری ۱۳۹۰، ۲۳۰ نفر (۵۸ خانوار) می باشد.wiki: سرشماری مرکز آمار ایران در سال ۱۳۸۵، جمعیت آن ۲۱۰ نفر (۴۷خانوار) بوده است.wiki: استان کرمانشاه ایران است.این روستا در دهستان میان دربند قرار دارد و براس...

گویش مازنی

مقدار کم

/kamek/ مقدار کم

مترادف و متضاد

service (اسم)لوازم، کمک، کار، یاری، سابقه، وظیفه، خدمت، بنگاه، تشریفات، عبادت، استخدام، اثاثه، سرویس، نوکری، زاوری، درخت سنجد، یک دست ظروف، نظام وظیفهhelp (اسم)کمک، یاری، مساعدت، پایمردی، نوکر، مزدور، امدادassistance (اسم)کمک، معاونت، مساعدت، معاضدت، دستیاری، رسیدگی، مدد، همدستی، پایمردی، مراعاتhelping (اسم)کمک، یاری، یک وعده یا پرس خوراکhelper (اسم)هم دست، کمک، یار، یاور، معین، معاونassistant (اس...

واژه نامه بختیاریکا

( کَمَک ) از ابزار برداشت محصول
دَست کمکی؛ هَیاری

فرهنگستان زبان و ادب

{help} [رایانه و فنّاوری اطلاعات] گزینه ای که مجموعه ای از اطلاعات کمکی را به صورت های گوناگون در اختیار کاربر بگذارد

کلمات مرتبط

  • کمک آنزیم
  • کمک ابزار جنسی
  • کمک افزار
  • کمک باروری پزشکی
  • کمک حلاّل
  • کمک خلبان
  • کمک خواستن
  • کمک ذوب
  • کمک زادآوری پزشکی
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات