کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معانی کلمه : کمپوت سازی
تلفظ بین المللی :
/kˈomput sˈɑzi/
تلفظ :
[k'omput s'Azi]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
کلمات مرتبط
کمپوت
کاپوت
کمپلت
ابریشمی یا کاپوت
کاپوت ماشین
کمپوست
کمپت
استان کامپوت
اسکوبار د کمپوس
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
کمپوت سازی. [ ک ُ ] ( حامص مرکب ) ساختن و تهیه کردن کمپوت. و رجوع به کمپوت شود. || ( اِ مرکب ) کارخانه ای که در آنجا کمپوت سازند.
فرهنگ فارسی
ساختن و تهیه کردن کمپوت . یا کارخانه که در آنجا کمپوت سازند.
کلمات مرتبط
کمپوت
کاپوت
کمپلت
ابریشمی یا کاپوت
کاپوت ماشین
کمپوست
کمپت
استان کامپوت
اسکوبار د کمپوس
نظرات