Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : کمند

تلفظ بین المللی : /kˈamand/ تلفظ :‌ [k'amand]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معیندانشنامه آزاد فارسیفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیگویش مازنیفرهنگ اسم هامترادف و متضاد
  • کمند افکن
  • کمند افکندن
  • کمند انداختن
  • کمند انداز
  • کمند اندازی
  • کمند امیرسلیمانی
  • کمند خاطرات
  • با کمند بستن
  • با کمند دستگیر کردن
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معیندانشنامه آزاد فارسیفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیگویش مازنیفرهنگ اسم هامترادف و متضاد

لغت نامه دهخدا

کمند. [ ک َ م َ ] (اِخ ) دهی از دهستان مهرانروداست که در بخش بستان آباد شهرستان تبریز واقع است و 178 تن سکنه دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 4).

کمند. [ ک َ م َ ] (اِخ ) دهی از دهستان مرکزی بخش فیروز شهرستان دماوند است و 155 تن سکنه دارد. تنگه ٔ سر نزاع که در 3هزارگزی شرق...

فرهنگ عمید

۱. طنابی بلند با سری حلقه‌مانند برای گرفتار کردن انسان یا حیوان.
۲. [مجاز] آنچه به‌وسیلۀ آن کسی را اسیر و گرفتار کنند؛ دام: پسرک سرانجام در در کمند او افتاد.
۳. زلف؛ گیسو.
⟨ کمند انداختن: (مصدر لازم) [قدیمی] به کار بردن کمند برای گرفتار ساختن کسی یا حیوانی یا برای بالا رفتن از جایی.

۱. طنابی بلند با سری حلقه مانند برای گرفتار کردن انسان یا حیوان.۲. [مجاز] آنچه به وسیلۀ آن...

فرهنگ معین

(کَ مَ ) (اِ. ) ریسمان و طنابی که برای اسیر کردن انسان یا حیوان به کار برند.

دانشنامه آزاد فارسی

کَمَندوسیله ای برای زنده گرفتن شکار یا دشمن. کمند رشته ای است بلند، ساخته از طناب یا چرم که در یک سرِ آن حلقه یا قلابی است که می توان در دست گرفت یا به کوهۀ زین اسب متصل کرد. انتهای آزاد آن را حلقه می کنند و از گرهی سست می گذرانند. کمندانداز با پرتاب آن به سوی شخص یا جانور گریزپا و افتادن حلقه به دور بدن شخص یا شاخ یا پای جانور، با کشیدن آن حلقه را تنگ می کند و جاندار گرفتار را از حرکت بازمی دارد ...

فرهنگ فارسی

طناب، رشته دراز، رشته ضخیم ودرازبرای گرفتارساختن انسان یاحیوان، ویابوسیله آن ازدیواربالامیروند، خمندهم گویند( اسم ) ریسمانی محکم که هنگام جنگ آنرا بر گردن و کمر دشمن اندازند و ویرا ببند در آورند و یا جانوران را بدان مقید کنند ٠ یا خم کمند ٠ خم زلف و گیسو که دور رخسار حلقه میزند : ( همی بجنگ بگیرد قمر بخم کمند اگر چه خم کمندش کنون قمر دارد ) ٠ ( عثمان مختاری ) بعضی را دست و گردن بخم کمند استوار گرد...

دانشنامه عمومی

کَمَنْد دام و طنابی است که در جنگ بر گردن دشمن یا در شکار بر گردن حیوان می انداختند و او را به جانب خود می کشیدند.تله (شکار)کمند وسیله ای برای شکار حیوانات می باشد.این وسیله از نخ پلاستیکی ساخته شده که شامل چند حلقه بافته شده در کنار هم می باشد. طرز کار آن برای شکار پرندگان بدین صورت است که کمند را در کنار جوی آب یا چشمه قرار می دهند و اطراف آنرا موانعی می گذارند تا پرنده نتواند از جای دیگری آب بخ...

گویش مازنی

کمند طنابی دراز که سر آن را به صورت قلاب در آورده و با آن ...

/kamend/ کمند طنابی دراز که سر آن را به صورت قلاب در آورده و با آن حیوان فراری را به دام اندازند

فرهنگ اسم ها

(تلفظ: kamand) (به مجاز) آنچه به وسیله‌ی آن کسی را گرفتار می‌کنند ، دام ؛ (در قدیم) (به مجاز) گیسو .

اسم: کمند (دختر) (فارسی) (تلفظ: kamand) (فارسی: کَمند) (انگلیسی: kamand)
معنی: ( به مجاز ) آنچه به وسیله ی آن کسی را گرفتار می کنند، ( به مجاز ) گیسو، دام، کنایه از گیسو

مترادف و متضاد

snare (اسم)دام، بند، تله، کمندtether (اسم)حدود، وسعت، افسار، کمندsnarl (اسم)گرفتاری، گره، بغرنجی، تله، شوریدگی، کمند، گوریدگیlasso (اسم)طناب، خام، کمند، طناب خفت دارlariat (اسم)طناب، خام، کمندnoose (اسم)دام، بند، تله، کمندspringe (اسم)دام، کمند...

کلمات مرتبط

  • کمند افکن
  • کمند افکندن
  • کمند انداختن
  • کمند انداز
  • کمند اندازی
  • کمند امیرسلیمانی
  • کمند خاطرات
  • با کمند بستن
  • با کمند دستگیر کردن
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات