معانی کلمه : کمدی
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
۱. اثر نمایشی طنزآمیز.
۲. (صفت ) [عامیانه، مجاز] خنده دار، مضحک.
۲. (صفت ) [عامیانه، مجاز] خنده دار، مضحک.
فرهنگ معین
(کُ مِ ) [ فر. ] (اِ. ) ۱ - اثر ادبی یا نمایشی که خنده و تفریح هدف آن باشد، یا مسائل تلخ و جدی را در لفاف خنده و شوخی ارائه دهد. ۲ - نمایش خنده دار، نوشتة خنده دار.
دانشنامه آزاد فارسی
فرهنگ فارسی
دانشنامه عمومی
مترادف و متضاد
خندهدار، طنزآلود، طنزآمیز، فکاهی، مضحک
comedy (اسم)
کمدی، نمایش خنده دار، شاد نمایش، نمایش خنده اور
فرهنگستان زبان و ادب
{comedy} [سینما و تلویزیون، هنرهای نمایشی] فیلم یا اثر نمایشی سرگرم کننده ای که عیب ها و جنبه های مضحک رسوم و عادات طبقات گوناگون جامعه را برجسته تر می نمایاند
متـ . شوخنامه
{comic} [سینما و تلویزیون، هنرهای نمایشی] مربوط به شوخنامه متـ . شوخنامه ای، شوخناک
{comic} [سینما و تلویزیون، هنرهای نمایشی] مربوط به شوخنامه متـ . شوخنامه ای، شوخناک
