کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه کلیمک | کلماتور
معنی کلمه : کلیمک
تلفظ بین المللی :
/kalˈimak/
تلفظ :
[kal'imak]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
کلمات مرتبط
ایستاوان کلیمک
راینر کلیمکه
کلیمکس جورجیا
کلیمکووکا
کلیمکوویتسه
کلیمکوویچه
کلیم
کلیم الله
کلیم دست
لغت نامه دهخدا
لغت نامه دهخدا
کلیمک. [ ک َ م َ ] ( اِ مصغر ) کلیم کوچک. کلیم خردسال. کلیم طفل :
کلیمکی که به دریا فکند مادر او
ز بیم فرعون آن بدسرشت دل چون قار.
ابوحنیفه اسکافی ( از تاریخ بیهقی چ فیاض ص 278 ). و رجوع به کلیم و کلیم اﷲ و موسی شود.
کلمات مرتبط
ایستاوان کلیمک
راینر کلیمکه
کلیمکس جورجیا
کلیمکووکا
کلیمکوویتسه
کلیمکوویچه
کلیم
کلیم الله
کلیم دست
نظرات