کلیل . [ ک َ ] (اِخ ) همان اقلید است . (فارسنامه ٔ ناصری جزء دوم ص 170). به نقل سفرنامه ٔ ابن بطوطه و فارسنامه ٔ ناصری ، شهری بوده است در فارس : ثم سافرنا من اصفهان بقصد زیارة الشیخ مجدالدین بشیراز و بینهما مسیرة عشرة ایام فوصلنا الی بلدة کلیل [ بفتح الکاف ] و بینها و بین اصفهان مسیرة ثلاثه ... ثم سرنا من کلیل و وصلنا الی قریة کبیرة تعرف بصوماء. (ابن بطوطه ، یادداشت به خط مرحوم دهخدا). چاولی خانسا...
فرهنگ عمید
۱. عاجز، درمانده. ۲. کُند، سست.
فرهنگ معین
(کَ ) [ ع . ] (ص . ) ۱ - کند، سست . ۲ - مانده شده .
دانشنامه آزاد فارسی
کَلیلبه معنای کُند. از قوس های مشهور ایرانی. قوسی کم خیز و سه قسمتی، با شکلی متفاوت از سایر قوس ها. قوس کَلیل به صورت چفد و طاق، در معماری ایران کاربرد داشته است. مشهورترین انواع قوس کَلیل، کَلیل پارتی (مربوط به دورۀ اشکانی)، و کَلیل آذری است. قوس کَلیل به سبب خیز کم، برای پوشش طبقات زیرین مناسب است؛ چرا که انحنای تاقِ مبتنی بر این قوس، آن قدر زیاد نیست که مزاحم تسطیح کف طبقۀ بالا شود.wikijoo: کلی...
فرهنگ فارسی
( صفت ) ۱ - کند سست . ۲ - مانده شده
دانشنامه عمومی
کلیل (اصفهان). کلیل (اصفهان)، روستایی از توابع بخش جلگه شهرستان اصفهان در استان اصفهان ایران است.این روستا در دهستان امامزاده عبدالعزیز قرار دارد و براساس سرشماری مرکز آمار ایران در سال ۱۳۸۵، جمعیت آن ۳۱ نفر (۷خانوار) بوده است.wiki: کلیل (اصفهان)...