معانی کلمه : کلیشه
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
۱. نوشته یا تصویری که برای چاپ روی چوب یا فلز حک کنند.
۲. [مجاز] هر چیز تکراری.
۲. [مجاز] هر چیز تکراری.
فرهنگ معین
(کِ ش ) [ فر. ] (اِ. ) ۱ - نوشته یا تصویری حک شده روی فلز که در چاپ از آن استفاده کنند. ۲ - قالب ، باسمه .
دانشنامه آزاد فارسی
فرهنگ فارسی
دانشنامه عمومی
تکراری
ماتریس.
