کلیدان . [ ک َ ] (اِ) کنده ای را گویند که بر پای دزدان و گناهکاران نهند. (برهان ). کنده ای که بر پای مجرمان نهند. (آنندراج ). کنده و هر چیز شبیه به آن که بر پای دزدان و گنهکاران نهند. (ناظم الاطباء).
کلیدان. [ ک َ ] ( اِ ) کنده ای را گویند که بر پای دزدان و گناهکاران نهند. ( برهان ). کنده ای که بر پای مجرمان نهند. ( آنندراج ). کنده و هر چیز شبیه به آن که ب...
فرهنگ عمید
۱. = قفل ۲. = کلون
فرهنگ فارسی
کلیه دان، قفل، کلون، کلیدانه هم گفته شده ( اسم ) آلت بستن و گشادن در علق : دهان تو کلیدانی است هموار زبان تو کلید آن نگهدار . ( محمود قتالی )