Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : کله معلق

تلفظ بین المللی : /kˈalleː moʔˈallaq1/ تلفظ :‌ [k'alle: mo?'allaq1]
لغت نامه دهخدافرهنگ معینفرهنگ فارسی
  • کله معلق خوردن
  • کله معلق زدن
  • کله معلق شدن
  • کل ذرات معلق
  • معلم کلا
  • معلم کوه
  • الکل مطلق
  • بالا معلم کلا
  • پایین معلم کلا
لغت نامه دهخدافرهنگ معینفرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

کله معلق. [ ک َل ْ ل َ / ل ِ م ُ ع َل ْ ل َ ] ( اِ مرکب ) در تداول عامه ، معلق با سر. ( فرهنگ فارسی معین ). رجوع به کله معلق زدن شود. || حَباجُعَل. ( یادداشت به خط مرحوم دهخدا ). و رجوع به حباجعل شود.

فرهنگ معین

( ~ . مُ عَ لَ )(ص مر. ) (عا. ) سرنگون ، واژگون .

فرهنگ فارسی

معلق با سر

کلمات مرتبط

  • کله معلق خوردن
  • کله معلق زدن
  • کله معلق شدن
  • کل ذرات معلق
  • معلم کلا
  • معلم کوه
  • الکل مطلق
  • بالا معلم کلا
  • پایین معلم کلا
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات