کلة. [ ک َل ْ ل َ ](ع ص ) کارد کند. (منتهی الارب ) (از اقرب الموارد).
کله . [ ک َل ْ ل َ ] (اِخ ) شعبه ای از طایفه ٔ بابادی هفت لنگ بختیاری است .
کله . [ ] (اِخ ) نام شهری و مدینه ای باشد. (برهان ). نام شهری . (ناظم الاطباء). و رجوع به کَلَه (اِخ ) شود.
کلاه#NAME?
بالای سر؛ کاکل.
(کُ لَ هْ) (اِ.) مخفف کلاه .
(کَ لِ) (اِ.) 1 - اجاق . 2 - دیگدان .
(کِ لَّ) [ ع . کلة ] (اِ.) روپوش ، پشه بند، سایبان ، ج . کِلَل .
(کُ لَ یا لِ) (ص .) 1 - کوتاه ، ناقص . 2 - بی دم ، بی دسته . 3 - (اِ.) شرم مرد، ذکر.
(کَ لَ یا لِ) (اِ.) 1 - رخساره ، روی ، چهره . 2 - گوی که در وقت خندیدن بر دو طرف روی پیدا شود.
۱یکان شمارش ۲نفری،هر نفر
جای کشت بوته های خیار و خربزه و هندوانه
۱بلندی ۲از توابع راستوپی شهرستان قائم شهر
۱اجاق،آتش دان،اجاقی که در کنار تنور باشد،اجاق گلی با سوخت ...
۱زمینی که درختان آن را تراشیده و برای زراعت آماده کرده اند ...
۱کوچک ۲توله ی حیوان – در مقام تمسخر به بچه ی آدمی نیز گویند ...
قله
فکر، مغز
راس، سر، مخ
۱. راس، سر، مخ
۲. قله
۳. فکر، مغز