معانی کلمه : کلخج
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
چرک، ریم، وسخ، چرک بدن: دست و کف چون پای پیران پر کلخج / ریش پیران زرد از بس دود کخج (طیان: شاعران بی دیوان: ۳۱۲ ).
فرهنگ فارسی
( اسم ) چرک و سخ : ( گنده و بی قیمت و دون و پلید ریش پر از گوه و تن و همه کلخج ) . ( عمار. مروزی )
