کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معانی کلمه : کلان سر
تلفظ بین المللی :
/kˈalɑn sˈar/
تلفظ :
[k'alAn s'aR]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
کلمات مرتبط
کلان سری
کلان سرین
کلان سرین شدن
کلان سرینی
سراب کلان
کلاه از سر برداشتن
کلاه سر کسی گذاشتن
کلاه سر گذاشتن
سر کلا
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
کلان سر. [ ک َ س َ ] ( ص مرکب ) آنکه سر بزرگ دارد. سرگنده. و رجوع به کلان شود.
فرهنگ فارسی
آنکه سر بزرگ دارد. سرگنده
کلمات مرتبط
کلان سری
کلان سرین
کلان سرین شدن
کلان سرینی
سراب کلان
کلاه از سر برداشتن
کلاه سر کسی گذاشتن
کلاه سر گذاشتن
سر کلا
نظرات