کلامی . [ ک َ ] (اِخ ) صاحب مجمع الخواص کلامی را شخصی سلیم شمرده و در بین راه اصفهان به ابرقو با وی آشنا شده و این رباعی را که خود شاعر نوشته به وی داده نقل کرده است :دوری زبرم کنی اگر جان گردم در کفر زنی چنگ گر ایمان گردم بر باد دهی چو خاک اگر گردم گل لب تر نکنی گر آب حیوان گردم .و رجوع به قاموس الاعلام ترکی و آتشکده ٔ آذر و مجمع الخواص ص 245 شود....
فرهنگ معین
(کَ ) [ ع - فا. ] (ص نسب . ) ۱ - منسوب به کلام . ۲ - متکلم ، کسی که با استدلال به شناخت الهی می پردازد.
فرهنگ فارسی
( صفت ) ۱ - منسوب به کلام : مباحث کلامی . ۲ - شخصی که راه معرفت الهی را بپای استدلال رود متکلم .