کلاش . [ ک َل ْ لا ] (ص ) قلاش . (ناظم الاطباء). آنکه از کسان به اصرار و ابرام چیز ستاند. آنکه پول درآورد از کسان به سماجت .(یادداشت به خط مرحوم دهخدا). و رجوع به قلاش شود.
عنکبوت#NAME?
۱. قلاش.
۲. بیکار؛ ولگرد.
۳. مفتخور.
(کردی؛ کلهری) کِلاش؛ گیوه (کفش دست چین).
خارش
شارلاتان، قلاش، کلاهبردار، گوشبر