کلاب . [ ک َ ] (ع اِمص ) عقل رفتگی از دیوانگی . (منتهی الارب ) (آنندراج ).
کلاب . [ ک ِ ] (اِخ ) ابن کرب . پدر عبدالکلال که بعد از تبعالاوسط از ملوک حمیر هفتاد و چهار سال در یمن حکمرانی کرد. پس از وی تبع الاصغر صاحب افسر شد. (از حبیب السیر).
کَلْب#NAME?
نام مرتعی در پرتاس لفور سوادکوه
۱برگ ۲گیاهی است با برگ پهن و ساقه ی کوتاه که در کوهپایه می ...