معانی کلمه : کفاء
لغت نامه دهخدا
کفاء. [ ک َ ] (ع اِ) پاداش . (منتهی الارب ) (آنندراج ). پاداش و جزا. || همتا و مانند. (ناظم الاطباء).
کفاء. [ ک ِ ] (ع مص ) مکافاة. پاداش دادن . (منتهی الارب )(از اقرب الموارد). رجوع به مکافاة و مکافات شود.
فرهنگ معین
(کَ ) [ ع . ] (اِ. ) ۱ - پاداش ، جزا. ۲ - نظیر، مانند.
