کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه کشیک-نویس | کلماتور
معانی کلمه : کشیک نویس
تلفظ بین المللی :
/kˈeʃik nˈevis/
تلفظ :
[k'eSik n'evis]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
کلمات مرتبط
کشیک
کشیک خانه
کشیک داشتن
کشیک کشیدن
کشیک چی
کشیک ده
کشیک دادن
کشیک قلب
اطاق کشیک
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
کشیک نویس. [ ک َ / ک ِ ن ِ] ( نف مرکب ) آنکه نوبت قراولی معین می کند. مأمور تنظیم امر قراولی و پاسبانی محلی. ( یادداشت مؤلف ).
فرهنگ فارسی
آنکه نوبت قراولی معین می کند. مامور تنظیم امر قراولی و پاسبانی محلی .
کلمات مرتبط
کشیک
کشیک خانه
کشیک داشتن
کشیک کشیدن
کشیک چی
کشیک ده
کشیک دادن
کشیک قلب
اطاق کشیک
نظرات