معانی کلمه : کشیدگی
لغت نامه دهخدا
کشیدگی. [ ک َ / ک ِ دَ / دِ ] ( حامص ) حالت کشیده. تمدد. کشش. || رنج. دردمندی. || آزردگی. افسردگی. ( ناظم الاطباء ). || درازی. ( یادداشت مؤلف ). || انقباض : درد پشت پدید آید بسبب خشکی و کشیدگی عضله های آن موضع. ( ذخیره خوارزمشاهی ).
دانشنامه آزاد فارسی
کِشیْدِگی (elongation)
در اخترشناسی، فاصلۀ زاویه ای بین خورشید و سیاره یا جسم دیگری در منظومۀ خورشیدی. این زاویه در مقارنه صفردرجه، در تربیع ۹۰ درجه، و در مقابله ۱۸۰ درجه است.
در اخترشناسی، فاصلۀ زاویه ای بین خورشید و سیاره یا جسم دیگری در منظومۀ خورشیدی. این زاویه در مقارنه صفردرجه، در تربیع ۹۰ درجه، و در مقابله ۱۸۰ درجه است.
wikijoo: کشیدگی
فرهنگ فارسی
کشیده بودن
دانشنامه عمومی
مترادف و متضاد
elongation (اسم)
کشیدگی، دراز شدگی
