Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : کشک ساییدن

تلفظ بین المللی : /kˈaʃk sˈɑjidˌan/ تلفظ :‌ [k'aSk s'Ajid,an]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • کشک خود را ساییدن یا سابیدن
  • عجب کشکی ساییدم
  • کشک
  • کِشِکْ
  • کشک الشعیر
  • کشک انجیر
  • کشک سا
  • کشک سایی
  • کشک لبو
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

کشک ساییدن. [ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) کشک سائیدن. رجوع به کشک سائیدن در این لغت نامه شود.
کشک سائیدن. [ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) سائیدن کشک. ریختن کشک [ =دوغ خشک شده ، قوروت ] در تغار و سائیدن آن با آب و آب کشک حاصل کردن چاشنی طعام را. ( یادداشت مؤلف ).

فرهنگ فارسی

کشک سائیدن
سائیدن کشک . ریختن کشک در تغار و سائیدن آن با آب و آب کشک حاصل کردن چاشنی طعام را

کلمات مرتبط

  • کشک خود را ساییدن یا سابیدن
  • عجب کشکی ساییدم
  • کشک
  • کِشِکْ
  • کشک الشعیر
  • کشک انجیر
  • کشک سا
  • کشک سایی
  • کشک لبو
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات