قتل؛ کشتن.
۱. کاشتن؛ زراعت.
۲. محصول.
۳. (پزشکی) تکثیر میکروبها یا سلولهای بافت زنده با قرار دادن آنها در محیطهای مناسب.
〈 کشت کردن: (مصدر متعدی) کاشتن؛ زراعت کردن.
(کَ) (اِ.) درخت گز.
(کُ) (مص مر.) کشتن ، قتل .
(کِ) 1 - (مص م .) کاشت ، کاشتن . 2 - (ص مف .) زراعت ، شخم .
1. محصول رشد نوع خاصی از ریزاندامگانها در یک محیط مناسب 2. رشد دادن ریزاندامگانها تحت شرایط واپایششده
۱دو گردوی روی هم قرار داده شده ۲کشت و زرع ۳زوج هر چیز
وسیله ای در دام داری ریسمانی از چرم که یک سر آن حلقه ای فلزی ...
تکیه ای: beškošt
طاری: beškošt
طامه ای: boykošt
طرقی: beškošt
کشه ای: beškošt
نطنزی: baškošt
کاشته
کشتن، کاشتن
حراثت، حرث، زراعت، زرع، کاشت، کشاورزی
۱. حراثت، حرث، زراعت، زرع، کاشت، کشاورزی
۲. کاشته
۳. کشتن، کاشتن