کشاف . [ ک ُ ] (اِخ ) نام قریتی است بساحل رود زاب در موصل و آن را قلعتی بوده بسیار عظیم در نزدیکی مصب رودخانه ٔ زاب . بدان ناحیه نصارا زندگی کنند. (معجم البلدان ).
(کَ شّ ) [ ع . ] (ص . ) بسیار کشف کننده ، بسیار پیدا کننده .
فرهنگ فارسی
کتابی است بعربی در تفسیر قر آن بنام : [ الکشاف عن حقیقه التنزیل ] بقلم ابو - القاسم محمود بن زمخشری . وی در این تفسیر بذکر خصوصیات صرفی و نحوی و معانی و بیانی و قرائت و شان نزول آیات و مسائل اعتقادی معتزله توجه داشته و بجهت کثرت اهمیت شروح متعدد بر آن نوشته اند و مخالفان معتزله نیز تعریضاتی بر آن دارند .بسیارکشف کننده، آشکارکننده( صفت ) بسیار کشف کننده بسیار آشکار کننده .بچه آوردگی هر سال ماده شتر...