معنی کلمه : کسی یا چیزی را توی یا در اب نمک خواباندن
اصطلاحات
کلمات مرتبط
- ازادی کسی یا چیزی را خریدن
- دور کسی یا چیزی را گرفتن
- گلوی کسی یا چیزی را گرفتن
- هزینه کسی یا چیزی را پرداختن
- اخم وتخم کردن یا اخم وتخم چیزی را برای کسی اوردن
- پای کسی یا چیزی را به میان یا درمیان یا به وسط کشیدن یا اوردن
- پنبه ی کسی یا چیزی را زدن
- جای کسی یا چیزی را پر کردن
- چهارچشمی یا چارچشمی کسی یا چیزی را پاییدن
