معنی کلمه : کسی را به هر سازی رقصاندن
اصطلاحات
معنی اصطلاح -> کسی را به هر سازی رقصاندن
دستورهای گوناگون به کسی دادن؛ کسی را به اطاعت خود درآوردن
مثال:
این ها می خواهند ما را به هر سازی برقصانند، اما من اهلش نیستم.
دستورهای گوناگون به کسی دادن؛ کسی را به اطاعت خود درآوردن
مثال:
این ها می خواهند ما را به هر سازی برقصانند، اما من اهلش نیستم.
کلمات مرتبط
- هر کسی را به هر کاری ساختند مهر ان را در دلش انداختند
- کسی را به مقامی گماردن
- کسی را به جای یا سر جای خود نشاندن
- کسی را به حال خود گذاشتن
- کسی را به خاک سیاه نشاندن
- کسی را به یا توی هچل انداختن
- مجازات کسی را به تعویق انداختن
- ابرو برای کسی نگذاشتن یا ابروی کسی را ریختن یا به باد دادن
- پای کسی را به جایی باز کردن
