Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معنی کلمه :‌ کسی را به حال خود گذاشتن

تلفظ بین المللی : /kˈasi rɑ beː hˈɑl xod ɡˈozɑʃtˌan/ تلفظ :‌ [k'asi RA be: h'Al xod g'ozASt,an]
اصطلاحات
  • کسی را به مقامی گماردن
  • کسی را به جای یا سر جای خود نشاندن
  • کسی را به خاک سیاه نشاندن
  • کسی را به هر سازی رقصاندن
  • کسی را به یا توی هچل انداختن
  • مجازات کسی را به تعویق انداختن
  • هر کسی را به هر کاری ساختند مهر ان را در دلش انداختند
  • ابرو برای کسی نگذاشتن یا ابروی کسی را ریختن یا به باد دادن
  • پای کسی را به جایی باز کردن
اصطلاحات

اصطلاحات

معنی اصطلاح -> کسی را به حال خود گذاشتن
مزاحم کسی نشدن؛ کاری به کار کسی نداشتن، به طوری که بتواند به میل خود رفتار کند
مثال:
هروقت دیدی لجبازی می کنه، اونو به حال خودش بذار تا دوباره حالش سرِ جاش بیاد.

کلمات مرتبط

  • کسی را به مقامی گماردن
  • کسی را به جای یا سر جای خود نشاندن
  • کسی را به خاک سیاه نشاندن
  • کسی را به هر سازی رقصاندن
  • کسی را به یا توی هچل انداختن
  • مجازات کسی را به تعویق انداختن
  • هر کسی را به هر کاری ساختند مهر ان را در دلش انداختند
  • ابرو برای کسی نگذاشتن یا ابروی کسی را ریختن یا به باد دادن
  • پای کسی را به جایی باز کردن
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات