معانی کلمه : کسته
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
۱. کوفته شده.
۲. (اسم ) غلۀ کوبیده شده، غله ای که آن را کوبیده اما هنوز از کاه جدا نکرده باشند.
۲. (اسم ) غلۀ کوبیده شده، غله ای که آن را کوبیده اما هنوز از کاه جدا نکرده باشند.
فرهنگ معین
(کُ تَ یا تِ ) ۱ - (اِمف . ) کوفته ، کوفته شده . ۲ - (اِ. ) غلة کوفته که هنوزش پاک نکرده باشند یعنی از کاه جدا نشده باشند. ۳ - گیاه سرخ مرد، عصی الراعی ، هفت بند.
فرهنگ فارسی
( اسم ) ۱ - کوفته کوفته شده . ۲ - ( اسم ) غل. کوفته که هنوز ش پاک نکرده باشند یعنی از کاه جدا نشده باشد . ۳ - سرخ مرد عصی الراعی هفت بند
