کسب کردن. [ ک َ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) ورزیدن. ( ناظم الاطباء ) ( یادداشت مؤلف ). کوشش کردن و تحصیل نمودن. ( ناظم الاطباء ). الفغدن. الفنجیدن.( صحاح الفرس ) ( یادداشت مؤلف ). اکتساب. حاصل کردن. بدست کردن. ( یادداشت مؤلف ). اقتراف. ( ترجمان القرآن ) ( تاج المصادر ). جرح. ( ترجمان القرآن ) : انفقوا گفته ست پس کسبی بکن زانکه نبود خرج بی دخل کهن.مولوی.رو توکل کن تو با کسب ای عموجهد می کن کسب می کن مو...
فرهنگ فارسی
( مصدر ) ۱ - روزی جستن تحصیل رزق کردن . ۲ - بدست آوردن حاصل کردن .
مترادف و متضاد
get (فعل)ربودن، رسیدن، تحصیل کردن، بدست اوردن، حاصل کردن، تهیه کردن، زدن، فهمیدن، فراهم کردن، کسب کردن، تصرف کردنgain (فعل)رسیدن، نائل شدن، نائل شدن به، بدست اوردن، پیدا کردن، پیش رفتن، بهبودی یافتن، زیاد شدن، فایده بردن، تسخیر کردن، سود بردن، کسب کردن، فایده دیدنearn (فعل)تحصیل کردن، بدست اوردن، پیدا کردن، کسب کردن، کسب معاش کردن، دخل کردن، درامد داشتن...