Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : کسب

تلفظ بین المللی : /kˈasb/ تلفظ :‌ [k'asb]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیمترادف و متضاددانشنامه اسلامیفرهنگ فارسی ساره
  • کسب اندوز
  • کسب اندوزی
  • کسب نمودن
  • کسب وکار الکترونیکی
  • کسب پایگاه
  • کسب کردن
  • کسب اجازه مرخصی
  • کسب تکلیف
  • کسب دانش
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیمترادف و متضاددانشنامه اسلامیفرهنگ فارسی ساره

لغت نامه دهخدا

کسب . [ ک َ ] (اِ) نوعی خرما در جیرفت . (یادداشت مؤلف ).

کسب . [ ک َ / ک ِ ] (ع اِ) ورز. یقال فلان طیب الکسب ؛ یعنی فلان پاک ورز است و حلال است کسب فلان . (از ناظم الاطباء).

کسب . [ ک ُ ] (ع اِ) کنجاره ٔ روغن . (ناظم الاطباء) (منتهی الارب ). ثفل روغن و عصاره ٔ آن و معرب اس...

فرهنگ عمید

۱. به دست آوردن، حاصل کردن.
۲. انجام دادن کاری برای فراهم کردن هزینۀ زندگی، کاسبی.
۳. (اسم ) شغل، کار.
۴. (اسم ) [مقابلِ اختیار] در اعتقاد اشاعره، انجام گرفتن کارهای بندگان به قدرت و ارادۀ خداوند.
۵. (صفت ) [قدیمی] اکتسابی: کسان را درم داد و تشریف و اسب / طبیعی ست اخلاق نیکو نه کسب (سعدی۱: ۹۰ ).

فرهنگ معین

(کُ) [ ع . ] (اِ.) ثقل چیزهای فشرده ؛ کنجارة روغن .

(کَ) [ ع . ] (مص م .) 1 - تحصیل ، به دست آوردن . 2 - حرفه ، شغل .

(کَ ) [ ع . ] (مص م . ) ۱ - تحصیل ، به دست آوردن . ۲ - حرفه ، شغل .
(کُ ) [ ع . ] (اِ. ) ثقل چیزهای فشرده ، کنجارة روغن .

فرهنگ فارسی

دهی است از دهستان آورزمان شهرستان ملایر واقع در ۱۸ کیلومتری شمال شهر ملایر . جلگه و معتدل دارای ۱۵۲۹ تن سکنه .
حاصل کردن وبدست آوردن، فراهم آوردن چیزی
( اسم ) ثفل چیز های فشرده کنجار. روغن : ( گروهی چو گاوان پروار خسب تهی مغز و آکنده پیکر ز کسب ... ) ( بنقل هنجار گفتار ۴ )
نوعی خرما در جیرفت

دانشنامه عمومی

کسب: به معنای درآمد و هر نوع کاسبی و تجارتکسب: شهری در سوریهکِسب: روستایی نزدیک ملایر در استان همدانwiki: بخش جوکار شهرستان ملایر در استان همدان ایران است.این روستا در دهستان جوکار قرار دارد و براساس سرشماری مرکز آمار ایران در سال ۱۳۹۵، جمعیت آن ۱۰۲۹ نفر (۳۳۲خانوار) بوده است.wiki: کسب (ملایر)...

مترادف و متضاد

رزق‌جویی

اشتغال، پیشه، حرفه، شغل، کار، مکسب

احراز، استحصال، اکتساب، تحصیل، حصول، دستیابی

۱. احراز، استحصال، اکتساب، تحصیل، حصول، دستیابی
۲. اشتغال، پیشه، حرفه، شغل، کار، مکسب
۳. رزقجویی

avocation (اسم)کار، سرگرمی، کار فرعی، مشغولیت، کار جزیی، حرفه، کسبvocation (اسم)کار، میل، حرفه، کسب، صدا، احضار، پیشه، شغل، حرفهای، هنرستانیtrade (اسم)سرگرمی، ازار، حرفه، کسب، دا...

دانشنامه اسلامی

[ویکی الکتاب] معنی کَسَبَ: کسب کرد - به دست آورد (کلمه کسب به معنای جلب منفعت به وسیله سعی و عمل است ، با صنعت و یا حرفه و یا زراعت و امثال آن ، و این کلمه در اصل به معنای به دست آوردن چیزهائی است که حوائج مادی زندگی را برآورد ، ولی بعدها به عنوان استعاره در مورد تمامی دستآورد...معنی تَکْسِبُ: کسب می کندمعنی تَکْسِبُونَ: کسب می کنیدمعنی لَا تَکْسِبُ: کسب نمی کندمعنی جَرَحْتُم: کسب کردید -جرح به مع...

فرهنگ فارسی ساره

درآمد


کلمات مرتبط

  • کسب اندوز
  • کسب اندوزی
  • کسب نمودن
  • کسب وکار الکترونیکی
  • کسب پایگاه
  • کسب کردن
  • کسب اجازه مرخصی
  • کسب تکلیف
  • کسب دانش
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات