معانی کلمه : کسان
لغت نامه دهخدا
کسان. [ ] ( اِخ ) تلفظی از کلمه کاشان ، شهر معروف ایران. ( تاریخ ادبیات براون ج 3 ص 423 ).
فرهنگ معین
(کَ ) (اِ. ) دیگران .
مترادف و متضاد
۱. اقارب، اقوام، بستگان، خویشان، فامیل، وابستگان
۲. اشخاص، افراد

۱. اقارب، اقوام، بستگان، خویشان، فامیل، وابستگان
۲. اشخاص، افراد