کری . [ ] (اِخ ) دهی است در شش فرسنگی مغرب کاکی . (فارسنامه ٔ ناصری ).
کری . [ ک ُرْ را ] (ع اِ)حمله برای نبرد. (منتهی الارب ) (از اقرب الموارد).
کری . [ ک ُ ] (اِ) در لهجه ٔ روستایی گیلان بمعنی دختر است . (یادداشت مؤلف ).
کرایه#NAME?
گوسفندی که گوش های کوتاه دارد
قطع کامل شاخه ها و سرشاخه های درخت
پسوند،به معنای انجام دادن،عمل کردن
۱گاو بی شاخ،گاو شاخ کوتاه ۲گاو گوش بریده
نام گاوی که به روی کمرش خطی سفید رنگ وجود داشته باشد