معانی کلمه : کرگ
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
کرگدن#NAME?
= کرگدن
فرهنگ معین
(کَ رْ ) (اِ. ) کرگدن .
فرهنگ فارسی
دانشنامه عمومی
مرغ
(تاتی) مرغ.
ک به فتح یعنی مرغ
کَرک (پهلوی)؛ مرغ.
(وزوانی؛ وزوان، میمه) کَرگ؛ مرغ.

کرگدن#NAME?
مرغ
(تاتی) مرغ.
ک به فتح یعنی مرغ
کَرک (پهلوی)؛ مرغ.
(وزوانی؛ وزوان، میمه) کَرگ؛ مرغ.