معانی کلمه : کرنجو
لغت نامه دهخدا
کرنجو. [ ] (اِ) اسم هندی اکتمکت است . کرنج . کرنجوا. (فهرست مخزن الادویه ). رجوع به کرنجوا شود.
فرهنگ عمید
کابوس، بختک: ز نا گه بار پیری بر من افتاد / چو بر خفته فتد نا گه کرنجو (فرالاوی: شاعران بی دیوان: ۴۲ ).
فرهنگ معین
(کَ رَ ) (اِ. ) کابوس ، بختک .
