کرنا. [ ک َ ] (اِ) قسمی از سماروغ . || انگور فرنگی که به فرانسه گروزی نامند. (ناظم الاطباء).
کرنا. [ک َ ] (اِ مرکب ) کرنای . کرنی . نای که برای شنواندن مردم کر بکار رود. سماعه . (یادداشت مؤلف ). || نوعی از نفیر. (ناظم الاطباء). کره نای . خرنای . نوعی نفیر دراز که در قدیم در رزم بکار می رفت و اینک در ولایات شمالی ایران (مخصوصاً گیلان ) به هنگام اقامه ٔمراس...
فرهنگ عمید
۱. شیپور بزرگ. ۲. نای جنگی، کارنای، کرِّنای: زود آ که شود رزمگهت همچو قیامت / کوس تو و کرنای تو چون دم زدن صور (امیرمعزی: ۳۰۲ ).
فرهنگ معین
(کَ ) (اِمر. ) کرنای ، شیپور بزرگ ، نای جنگی .
دانشنامه آزاد فارسی
کَرْناکرنای یافته شده از مقبره داریوش سوم (1336)سازی بادی. دیگر نام های آن عبارت اند از کَرنای، کُرنا، کُرنای و خَرنای. سازهای بادی گوناگونی، در ایران، به کرنا مشهورند. این سازها نام های یکسان و ظاهر متفاوتی دارند. انواع این ساز ازجملۀ کهن ترین و قدیمی ترین سازها به شمار می روند و در ایل های قشقایی، بویراحمدی، بختیاری و مناطقی چون مازندران، گیلان و خراسان مشاهده می شود. کرنای قشقایی، بویراحمدی، و ...
فرهنگ فارسی
کرنایخرنای:شیپوربزرگ، نای جنگی، کرنای(بتشدیدرا )هم گفته شده ( اسم ) ۱ - نوعی نفیر دراز که در قدیم در رزم بکار میرفت و اینک در ولایات شمال ایران ( مخصوصا گیلان ) بهنگام اقام. مراسم عزا داری ( عاشورا ) بندرت بکار برده میشود . ۲ - آلتی است بادی و بلند که صدای آن بم است و چون سوراخ ندارد با انگشتان نواخته نمیشود و از اینرو فقط برای دم دادن بکار میرود .
دانشنامه عمومی
[کَ ر رِ/رَ] نوعی ساز بزرگ، مانند شیپور، که به ویژه در جنگ ها و برای خبر کردن مردم در آن می دمیدند؛ بوق جنگی.
کرنا به فتح کاف یکی از کهن ترین سازهای بادی ایران است که در خانواده سازهای بادی قمیش دار دسته بندی می شود. بر اساس نوشته های تاریخی و اشیاء مکشوفه از امپراطوری هخامنشی، پیشینه ۲۵۰۰ ساله اش، قطعی به نظر می رسد. هرودوت مورخ یونانی عهد باستان می نویسد: «در زمان کورش بزرگ، سپاهیان با صدا...