کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی کلمه : کرماء
تلفظ بین المللی :
/karmˈɑ/
تلفظ :
[kaRm'A]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
کلمات مرتبط
راجی کرمانی
رشیدی کرمانی
زاج کرمانی
اوحدالدین کرمانی حامد
شاه بن شجاع کرمانی
صدقی کرمانی
صفائی کرمانی
صلاح کرمانی
علامه کرمانی
لغت نامه دهخدا
لغت نامه دهخدا
کرماء. [ ک ُ رَ ] ( ع ص ،اِ ) ج ِ کریم. ( منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ). جوانمردان. بامروتان. ( از آنندراج ). رجوع به کریم شود.
کلمات مرتبط
راجی کرمانی
رشیدی کرمانی
زاج کرمانی
اوحدالدین کرمانی حامد
شاه بن شجاع کرمانی
صدقی کرمانی
صفائی کرمانی
صلاح کرمانی
علامه کرمانی
نظرات