کرم . [ ک َ ] (ع اِ) ج ِ کرمة. رجوع به کرمة شود.
کرم . [ ک َ ] (ع مص ) غلبه کردن بر کسی در کرم . یقال : کارمه فکرمه ؛ای فاخره فی الکرم فغلبه فیه . (از اقرب الموارد).
کَلَم#NAME?
کروم korom#NAME?
۱. جوانمردی؛ بزرگواری.
۲. جود؛ بخشش.
(کَ) [ ع . ] (اِ.) تاک ، رز. ج . کروم .
(کَ رَ) [ ع . ] (اِمص .) جوانمردی ، سخاوت .
(کِ رِ) 1 - (اِ.) رنگ سفید مایل به زردی ، نخودی رنگ . 2 - [ فر. ] (اِ.) ماده ای خمیری شکل جهت مراقبت از پوست . 3 - نوعی خمیر نرم جهت تهیه انواع شیرینی و غذا.
تکیه ای: kerem
طاری: kerem
طامه ای: kerem
طرقی: kerem
کشه ای: kerem
نطنزی: kerem
بزرگواری، جوانمردی
بخشش، بخشندگی، بذل، جود، سخا، سخاوت
۱. بخشش، بخشندگی، بذل، جود، سخا، سخاوت
۲. بزرگواری، جوانمردی