Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : کرشه

تلفظ بین المللی : /kˈarʃeː/ تلفظ :‌ [k'aRSe:]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسیگویش مازنی
  • دس کرشه
  • عین کرشه
  • ناحیه عین کرشه
  • کرشهی
  • اگوست کرشهف
  • راست کرده
  • رام کرده
  • رد کرده
  • رم کرده
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسیگویش مازنی

لغت نامه دهخدا

کرشه . [ ک ِ رِ ش َ / ش ِ ] (اِ) نوعی پارچه ٔ نخی نازک که بافتی چین خورده مانند دارد.

کرشه . [ ک ُ رُ ش َ / ش ِ ] (اِ) ریسمانی را گویند که از موی تافته باشند. (برهان ) (فرهنگ فارسی معین ).

کرشه . [ ک َ ش َ / ش ِ ] (اِ) کرش . کرس . ک...

فرهنگ عمید

کَرَش#NAME?

= کَرَش

فرهنگ معین

(کَ شَ ) (اِ. ) ۱ - فریب ، خدعه . ۲ - چاپلوسی ، فروتنی ، افتادگی .

فرهنگ فارسی

( اسم ) ریسمانی که از موی تافته باشند .
نوعی پارچه نخی نازک که بافتی چین خورده مانند دارد.

گویش مازنی

حالت کشیده شدن به زمین

/kereshe/ حالت کشیده شدن به زمین

کلمات مرتبط

  • دس کرشه
  • عین کرشه
  • ناحیه عین کرشه
  • کرشهی
  • اگوست کرشهف
  • راست کرده
  • رام کرده
  • رد کرده
  • رم کرده
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات