کردر. [ ] (اِخ ) شهرکی است (از حدود ماوراءالنهر) با مردم بسیار و با کشت و برز و از وی پوست بره ٔ بسیار خیزد. (حدود العالم ).
کردر. [ ک َ دَ ] (اِخ ) ناحیه ای از نواحی خوارزم است و آنجا که نزدیک به نواحی ترک است به زبان سخن می گویند که نه خوارزمی است و نه ترکی . تعدادی ده در این ناحیه است مال و مواشی دارند اما دنی نفسند. (از معجم البلدان )....
فرهنگ عمید
۱. دره. ۲. زمین پشته پشته. ۳. بیابان: خوارزم گرد لشکرش ار بنگری همی / بینی عَلَم عَلَم تو به هر دشت و کردری (عنصری: ۳۴۹ ).
فرهنگ معین
(کَ دَ ) (اِ. ) ۱ - دره . ۲ - بیابان ، زمین سخت و هموار.
( اسم ) ۱ - در. کوه : [ خوارزم کرد لشکر ش ار بنگری هنوز بینی علم علم تو بهر دشت و کردر ی ] . ( عنصری ) ۲ - زمین پشته پشته . ۳ - زمین سخت .
دانشنامه عمومی
کردر نام مکانهای زیر است:کردر (سیریک) روستایی در دهستان سیریک بخش مرکزی شهرستان سیریک استان هرمزگانکردر (میناب) روستایی در دهستان بندزرک بخش بندزرک شهرستان میناب استان هرمزگانwiki: استان هرمزگان ایران است.بر پایه سرشماری عمومی نفوس و مسکن در سال ۱۳۹۵ جمعیت این مکان ۴۷۰ نفر (۱۱۵خانوار) بوده است.wiki: کردر (سیریک) کردر (میناب). کردر روستایی در دهستان بندزرک بخش بندزرک شهرستان میناب استان هرمزگان ای...