Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : کرب

تلفظ بین المللی : /kˈarb/ تلفظ :‌ [k'aRb]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معیندانشنامه آزاد فارسیفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیگویش مازنیمترادف و متضاددانشنامه اسلامی
  • کرب زنی
  • کرب چشم
  • کرب درخت
  • کرب ارچرد تنسی
  • کرب ارچرد نبراسکا
  • کرب ارچرد ویرجینیای غربی
  • کرب ارچرد کنتاکی
  • کرب اورکارد ایلینوی
  • کرب اپل تگزاس
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معیندانشنامه آزاد فارسیفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیگویش مازنیمترادف و متضاددانشنامه اسلامی

لغت نامه دهخدا

کرب . [ ک ُ رَ ] (ع اِ) ج ِ کُربة، بمعنی حزن که نفس بازگیرد. (از اقرب الموارد) (ناظم الاطباء).

کرب . [ ک ُ ] (ع اِ) نزدیک و مانند و مقدار. یقال :هذا ابل ماءة او کربها؛ ای نحوها و قربها. (منتهی الارب ) (از ناظم الاطباء) .

کرب . [ ک َ رَ ] (ع مص ) سپری و بریده شدن رسن دلو کسی . (از منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). بریدن...

فرهنگ عمید

۱. غم، غصه، اندوه.
۲. مشقت.

فرهنگ معین

(کَ ) [ ع . ] (اِ. ) اضطراب ، وحشت ، اندوه . ج . کروب .

دانشنامه آزاد فارسی

کَرْبازجمله سازهای ایدیوفون یا کوبه ای فاقد پوست. در مناطق گوناگون با نام های دیگری چون کارب، سَنج، جغجغه و سنگ نیز مشهور است. این ساز متشکل از دو قطعه چوب به شکل یک کاسۀ کوچک توپُر است و در برخی از نمونه ها بندِ چرمی کوچکی نیز، برای بهتر قرارگرفتن در دست، به آن متصل شده است. این ساز به شکل گروهی و فقط در مراسم عزاداری عاشورا نواخته می شود. کرب را مردان و با اجرای حرکات موزون می نوازند. ساز مذکور ...

فرهنگ فارسی

غم، غصه، اندوه، مشقت
۱ - ( اسم ) اندوه دم گیر غم غصه جمع : کروب . ۲ - ( مصدر ) دشوار و سخت گردیدن غم . ۳ - ( مصدر ) اندوهگین کردن .
جمع کربه بمعنی حزن که نفس باز گیرد.

دانشنامه عمومی

کرکو، کَرَب، کَرف (نام علمی: 'Acer campestre') درختی است با برگهای پهن و پاییز ریز. این درخت بومی بسیاری از کشورهای اروپا می باشد. افرای پرچین مخصوص ارتفاعات و جنگل های کوهستانی است. رشد مناسب این درخت در آفتاب کامل یا سایه کم صورت می گیرد. رشد طولی آن به ندرت از ۱۵ متر بالاتر می رود. افرای پرچین خاک نم دار و حاصلخیز را بیشتر ترجیح می دهد. برگ های جوان به رنگ بنفش مایل به سرخ و برگ های بالغ سبز پر...

گویش مازنی

۱استخوان کوچک و چهارگوش مفاصل گوسفند ۲قاب ۳استخوان کشکک ...

نوعی از ادوات کوبه ای که از چوب ساخته می شودنوع نواختن کرب ...

یکی از گونه های درخت افرا که در جنگل های شمال ایران فراوان ...

۱تکه ای از چوب که با ضربت تبر از تنه جدا شود ۲ظرف سر شیر ۳کاسه ...

/karb/ استخوان کوچک و چهارگوش مفاصل گوسفند - قاب ۳استخوان کشکک & تکه ای از چوب که با ضربت تبر از تنه جدا شود - ظرف سر ش...

مترادف و متضاد

اندوه، حزن، دلگیری، غم، کربت، محنت،

دانشنامه اسلامی

[ویکی الکتاب] معنی کَرْبِ: اندوه فراوان و شدید (و کربة و غمة به یک معنا است ، ریشه این لغت از کرب الأرض - به سکون راء - گرفته شده که به معنای زیر و رو کردن زمین است ، و چون اندوه نیز دل انسان را زیر و رو و مشوش میکند از این جهت اندوه را نیز کرب گفتهاند از طرفی کرَب نیز به معنی...تکرار در قرآن: ۴(بار)اندوه شدید. راغب و جوهری قید شدت را افزوده‏اند ولی قاموس حزن مسلط بر نفس گفته و در اقرب آمده: «کَرَ...

کلمات مرتبط

  • کرب زنی
  • کرب چشم
  • کرب درخت
  • کرب ارچرد تنسی
  • کرب ارچرد نبراسکا
  • کرب ارچرد ویرجینیای غربی
  • کرب ارچرد کنتاکی
  • کرب اورکارد ایلینوی
  • کرب اپل تگزاس
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات