معانی کلمه : کران بری
دانشنامه آزاد فارسی
مترادف و متضاد
cranberry (اسم)
قره قاط، کران بری، اس بری صغیر
فرهنگستان زبان و ادب
{cabotage , intercoastal navigation, coasting trade} [حمل ونقل دریایی] کشتیرانی بین بنادر یک کشور
{cabotage} [حمل ونقل هوایی] حمل ونقل هوایی بار و مسافر به صورت انحصاری در یک کشور
{cabotage} [حمل ونقل هوایی] حمل ونقل هوایی بار و مسافر به صورت انحصاری در یک کشور
