Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : کدورت

تلفظ بین المللی : /kodˈuːrat/ تلفظ :‌ [kod'u:Rat]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیگویش دزفولیمترادف و متضادفرهنگ فارسی ساره
  • کدورت انگیز
  • کدورت اوردن
  • کدورت داشتن
  • کدورت زدای
  • کدورت کشیدن
  • کدورت آوردن
  • الدر کورت
  • اپومتکس کورت هاوس
  • کدور
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیگویش دزفولیمترادف و متضادفرهنگ فارسی ساره

لغت نامه دهخدا

کدورت . [ ک ُ رَ ] (ع اِمص ) کدورة. تیرگی و آلودگی و ناپاکی آب . (ناظم الاطباء). آلودگی و ناپاکی .مقابل صفا و صفوت . (فرهنگ فارسی معین ) : داد صفاهان ز ابتدام کدورت گرچه صفا باشد ابتدای صفاهان . خاقانی .کدورت روز زلال شهادت آن را تیره نگرداند. (المعجم ، از فرهنگ فارسی معین ).اگر صفای وقت عزیزان را از صحبت اغیار کدورتی باشد اختیار باقیست . سعدی (کلیات چ مصفا ص 54).کدورت از دل حافظ نبردصحبت دوست صفا...

فرهنگ عمید

۱. دلتنگی، رنجش، آزردگی.
۲. [قدیمی] تیره شدن.
۳. [قدیمی] تیرگی.

فرهنگ معین

(کُ رَ ) [ ع . کدورة ] (اِمص . )۱ - تیرگی ، سیاهی . ۲ - دلتنگی .

فرهنگ فارسی

تیره شدن، تیرگی، دلتنگی
( اسم ) ۱ - تیرگی تاریکی : [ همی شد روشن از رنگ کدورت هوای باختر از نور خاور ] . ( روزنه شیبانی ) ۲ - آلودگی نا پاکی مقابل صفا صفوت : [ کدورت روز زل شهادت آنرا تیره نگرداند ] . ۳ - مل ملت جمع : کدورات : [ کدورت از دل حافظ نبرد صحبت دوست صفای همت پاکان و پاکدینا بین ] . ( حافظ )

دانشنامه عمومی

کدورت یا توربیدیتی (به انگلیسی: Turbidity) به گل آلودی یا کدر بودن یک سیال گفته می شود که ناشی از تعداد زیادی از ذرات منفرد است که معمولاً به چشم غیر مسلح نامرئی هستند، مانند دود در هوا. اندازه گیری کدورت یک آزمون کلیدی در تعیین کیفیت آب است.سیالات می توانند حامل مواد معلق جامد با ابعاد مختلفی باشند. برخی از مواد معلق به اندازه کافی بزرگ و سنگین هستند که در صورت ساکن قرار گرفتن مایع به سرعت به انت...

گویش دزفولی

دلگیر

مترادف و متضاد

تیرگی ≠ صفوت

آلودگی، ناپاکی

آزردگی، تکدر، دشمنی، دل‌آزردگی، دلتنگی، رنجش، رنجیدگی، ضجرت، عناد، ملال، ملالت، نقار

۱. تیرگی
۲. آزردگی، تکدر، دشمنی، دلآزردگی، دلتنگی، رنجش، رنجیدگی، ضجرت، عناد، ملال، ملالت، نقار،
۳. آلودگی، ناپاکی ≠ صفوت

tiff (اسم)کج خلقی، کدورتmiff (اسم)رنجش، قهر، کدورت...

فرهنگ فارسی ساره

دلگیر


کلمات مرتبط

  • کدورت انگیز
  • کدورت اوردن
  • کدورت داشتن
  • کدورت زدای
  • کدورت کشیدن
  • کدورت آوردن
  • الدر کورت
  • اپومتکس کورت هاوس
  • کدور
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات