کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه کجاوه-نشین | کلماتور
معانی کلمه : کجاوه نشین
تلفظ بین المللی :
/kadʒˈɑveː nˈeʃin/
تلفظ :
[kadZ'Ave: n'eSin]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
کلمات مرتبط
ساختمان حاکم نشین کاسه کران
فرهنگ کافه نشینی
کجاوه
کجاوه پوش
کجاوه کش
کجاوه بازی
هم کجاوه
خاتون در کجاوه
کاوه
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
کجاوه نشین. [ ک َ وَ / وِ ن ِ ] ( نف مرکب ) کسی که در کجاوه نشیند. ( ناظم الاطباء ). آنکه در کجاوه قرار گیرد و سفر کند : کجاوه نشینی را شنیدم که با عدیل خود میگفت. ( گلستان ).
فرهنگ فارسی
کسی که در کجاوه نشیند . آنکه در کجاوه قرار گیرد و سفر کند .
کلمات مرتبط
ساختمان حاکم نشین کاسه کران
فرهنگ کافه نشینی
کجاوه
کجاوه پوش
کجاوه کش
کجاوه بازی
هم کجاوه
خاتون در کجاوه
کاوه
نظرات