معانی کلمه : کتیبه
لغت نامه دهخدا
کتیبة. [ ک َ ب َ ] (ع اِ) جیش و به قولی دسته ای از آن که گرد آمده باشند و به قولی گروه اسبان گرد آمده و به قولی گروه اسبان غارت کنندگان از صد تا هزار. (از اقرب الموارد). لشکر یا گروه اسبان گرد آمده یا گروه اسبان غارت کنندگان از صد تا هزار. (منتهی الارب ). ج ، کتائب . (منتهی الارب ) (اقرب الموارد).
فرهنگ عمید
۱. نوشته.
۲. نوشته ای که بر بالای در یا دیوار عمارت روی سنگ یا کاشی نقش شده باشد.
۳. [جمع: کتائب] دسته ای از لشکر، سواره یا پیاده.
۲. نوشته ای که بر بالای در یا دیوار عمارت روی سنگ یا کاشی نقش شده باشد.
۳. [جمع: کتائب] دسته ای از لشکر، سواره یا پیاده.
فرهنگ معین
(کَ بِ ) [ ع . کتیبة ] (اِ. ) ۱ - دسته ای از لشگر. ۲ - سنگ نبشته . ج . کتایب .
دانشنامه آزاد فارسی
فرهنگ فارسی
دسته ای ازلشکر، سواره یاپیاده، ونیزبه معنی نوشته، نوشتهای که بربالای دریادیوارعمارت روی سنگ یاکاشی نقش شده باشد
( اسم ) نوشته ای که بر سردر و روی دیوار ابنیه ( کاخها مساجد اماکن متبرکه و غیره ) یا بر بدن. کوه بخطوط مختلف نویسند : کتیب. بیستون . توضیح در تداول فارسی زبانان بفتح اول تلفظ شود .
قلعه ایست در خیبر
( اسم ) نوشته ای که بر سردر و روی دیوار ابنیه ( کاخها مساجد اماکن متبرکه و غیره ) یا بر بدن. کوه بخطوط مختلف نویسند : کتیب. بیستون . توضیح در تداول فارسی زبانان بفتح اول تلفظ شود .
قلعه ایست در خیبر
فرهنگ اسم ها
مترادف و متضاد
اسبان
جند، سپاه، لشکر
سنگنبشته، طابور، نبشته، نوشته
۱. سنگنبشته، طابور، نبشته، نوشته
۲. اسبان
۳. جند، سپاه، لشکر
دانشنامه اسلامی
فرهنگ فارسی ساره
نبشته
