کتر. [ ک ِ ] (ع اِ) گوری از گورهای عاد یا بنایی است شبیه به گنبد و کوهان را بدان تشبیه دهند. (منتهی الارب ) (از اقرب الموارد). و رجوع به کَتَر و کَتر شود.
(کَ تَ ) (اِ. )افزاری است که برای توده کردن خاک و تقسیم آن به تپه های کوچک یا پشته ها به کار رود. بدین ترتیب که دو مرد روبروی هم می ایستند و کتر را به پس و پیش می کشند.
فرهنگ فارسی
کبوتر
دشتی بود نزدیک بلخ در ترکستان که سلطان محمود غزنوی در آنجا بسال ۳۹۸ ه ق . با ترکان جنگ کرد و لشکریان وی بسیاری از ایشان را بکشتند . برخی از آنان بگریختند ولی در آب غرق شدند .( اسم ) افزار یست که برای توده کرده خاک و تقسیم آن به تپه های کوچک یا پشته ها بکار میرود بدین ترتیب که دو مرد رو بروی هم می ایستند و کتر را به پس و پیش میکشند .گوری از گورهای عاد...
دانشنامه عمومی
کُتر؛ نام تیره ای از ایل بیرانوند.
نام طایفه ای در لرستان است که جد آنها به نام امرعلی زیدعلی در ساخت کتاره( شمشیر یا قداره)مهارت زیادی داشته (این حرفه را از هندوها که به ایران آمده اندآموخته است ) و ی در منطقه مورموری دیناروندو هرو لرستان ییلاق وقشلاق میکرده . ایشان را بخاطر مهارتش در ساخت این وسیله امرعلی کتاره می نامیدند به مرور زمان کتاره به کتر تغییر یافت و فامیل و فرزندان ایشان به طایف...