کتانی . [ ک َ ] (اِخ ) ابومحمد عبداﷲبن سلمون کتانی . رجوع به معجم المطبوعات شود.
کتانی .[ ] (اِ) نوعی از زردآلو. (آنندراج ) : از رنگ طلایی کتانی پیراهن مه کند کتانی .
محسن تأثیر (از آنندراج ).
کتانی . [ ک َت ْ تا ] (اِخ ) ابوبکر محمدبن علی بن جعفر الک...
دانشنامه آزاد فارسی
کَتانی (toadflax)کَتانیگروهی از گیاهان کوچک، از خانوادۀ میمونیان۱، جنس Linaria. این گیاهان بومی اروپای غربی و آسیایند. کتانی گل های مهمیز دار دوزبانه۲ دارد. رنگ گل ها معمولاً ارغوانی یا زرد است. ارتفاع این گیاهان به ۲۰ تا ۸۰ سانتی متر می رسد.scrophulariaceaetwo-lipped spurred clowerwikijoo: کتانی...
فرهنگ فارسی
( صفت ) ۱ - منسوب به کتان : [ نزد خورشید فضل گردو نی پیش مهتاب طبع کتانی ] . ( سنائی ) ۲ - نوعی کاغذ عالی که در عکاسی و چاپ بکار رود و سطح آن دارا ی بر جستگیها یی است بطرح تار و پود پارچ. کتان . جعفر بن حسن ادریسی
دانشنامه عمومی
واژه کتانی در معانی زیر بکار می رود: پارچه کتانی کفش ورزشی