Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : کت

تلفظ بین المللی : /kˈot/ تلفظ :‌ [k'ot]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیگویش مازنیگویش اصفهانیمترادف و متضادواژه نامه بختیاریکا
  • کُت
  • کَت
  • کِتَ
  • کت اسپست
  • کت بستن
  • کت بسته
  • کت بین
  • کت بینی
  • کت تا
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیگویش مازنیگویش اصفهانیمترادف و متضادواژه نامه بختیاریکا

لغت نامه دهخدا

کت . [ ک َت ت ] (ع ص ) کم گوشت از مرد و زن . (منتهی الارب ) (از اقرب الموارد).

کت . [ ک ُ ] (اِ) خفچه ٔ زر و سیم . || به لغت مردم کرمان : سوراخ تنگ و تاریک و هر جای تنگ و تاریک . (ناظم الاطباء).

کت . [ ک َ ] (اِ) بمعنی کاریز است چه چاهجو و کاریزکن را کتکن می گویند. (از برهان ). کاریز آب را گویند و کت کن کاریزکن را ...

فرهنگ عمید

نیم‌تنۀ جلوباز آستین‌ و یقه‌دار.

۱. شانه.
۲. کتف.
۳. بازو.

که تو را: ◻︎ بچر کت عنبرین بادا چراگاه / بچَم کت آهنین بادا مفاصل (منوچهری: ۶۶).

۱. تخت‌خواب.
۲. تخت پادشاهی: ◻︎ روز اورمزداست شاها شاد زی / بر کت شاهی نشین و باده خور (ابوشکور: شاعران بی‌دیوان: ۸۶).
۳. = کاریز

۱. تخت خواب.۲. تخت پادشاهی: روز اورمزداست شاها شاد زی / بر کت شاهی نشین و باده خور (اب...

فرهنگ معین

(کُ) [ فر. ] (اِ.) نیم تنة آستین دار مردانه و زنانه .

(کَ) (اِ.) 1 - تخت پادشاهی . 2 - (عا.) شانه و کتف . ؛ توی ~ کسی نرفتن مورد قبول کسی قرار نگرفتن .

(کَ ) (اِ. ) ۱ - تخت پادشاهی . ۲ - (عا. ) شانه و کتف . ، توی ~ کسی نرفتن مورد قبول کسی قرار نگرفتن .
(کُ ) [ فر. ] (اِ. ) نیم تنة آستین دار مردانه و زنانه .

فرهنگ فارسی

شانه، کتف، ونیزبمعنی تخت، تخت پادشاهی، به معنی قنات وکاریزهم گفته شده، نیمتنه، نیمتنه آستین دارمردانه یازنانه
بصورت پسوند مکان آید : اخسیکث کبوذ نجکث مذیا نکث نو چکث .
کم گوشت از زن و مرد

دانشنامه عمومی

شانه، کتف

کت:ضمه روی کاف و ت ساکن- به معنی سوراخ = شکاف-درز

(بخش خفر، جهرم، استان فارس) کُت یا کُته، ریشه، بنیان و خانه.

کت پوشاکی است که معمولاً آستین های بلند دارد که توسط هر دو جنس انسان (مرد و زن) و با منظور مد و گرمایش استفاده می شود.کت ها از سمت جلو باز هستند و توسط تکمه، زیپ، بندهای چسبی، گیره های ویژه و کمربندهای مخصوص به هم وصل می شوند. برخی از کت ها دارای یقه و سردوشی ه...

گویش مازنی

کتف

زمین بلند

نوک قله،تپه یا بلندی

۱کلوح ۲تپاله یا گلوله ی هرچیز ۳دیوار گلی

۱واحدی برای تقسیم کردن در زمین ۲واحد اندازه گیری شیر

/kot/ زمین بلند & کتف & کلوح - تپاله یا گلوله ی هرچیز ۳دیوار گلی & واحدی برای تقسیم کردن در زمین - واحد اندازه گیری شیر & نوک قله، تپه یا بلندی

گویش اصفهانی

تکیه ای: kot
طاری: kot
طامه ای: kot
طرقی: kot
کشه ای: kot
نطنزی: kot

مترادف و متضاد

تخت

شانه، کتف

۱. شانه، کتف
۲. تخت

coat (اسم)
روکش، کت، ژاکت، قشر، نیمتنه، غشاء

jacket (اسم)
جلد، کتاب، کت، ژاکت، نیمتنه، پوشه

واژه نامه بختیاریکا

( کَتُ ) از گونه ی گیاهان ییلاقی و گرمسیری با نام فارسی چچم
( کُت ) خم؛ رو به پایین؛ شکسته
( کُت ) دسته؛ گروه
( کُت ) کم ارتفاع؛ کوتاه
( کُت ) نیش؛ نیش زنبور؛ زائده؛ دُمگُل؛ قسمت انتهایی

کلمات مرتبط

  • کُت
  • کَت
  • کِتَ
  • کت اسپست
  • کت بستن
  • کت بسته
  • کت بین
  • کت بینی
  • کت تا
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات