Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : کبودی

تلفظ بین المللی : /kabˈudi/ تلفظ :‌ [kab'udi]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معیندانشنامه آزاد فارسیفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیگویش مازنیمترادف و متضاد
  • کبودی زدن
  • کبودی زن
  • کبودی زنی
  • به کبودی یاس
  • صومعه ٔ کبودین
  • کبودین
  • قنات کبودیان بیرجند
  • زاج کبود
  • زاغ کبود
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معیندانشنامه آزاد فارسیفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیگویش مازنیمترادف و متضاد

لغت نامه دهخدا

کبودی. [ ک َ ] ( حامص ) نیلگونی. آسمانگونی.( ناظم الاطباء ). زرقة. ( ترجمان القرآن ) : تا بود لعلی نعت گلنارچون کبودی صفت نیلوفر.فرخی.آسمان کو ز کبودی به کبوتر ماندبر در کعبه معلق زن و دروا بینند.خاقانی. - کبودی رنگ ؛ رنگ آسمان گونی. رنگ لاجوردی. ( ناظم الاطباء ). || تیرگی. تاریکی : شرع را از طبع نافرمان شدی کور بودی در کبودی زان شدی.عطار.گرنه کوری این کبودی دان ز خویش خویش را بد گو، مگو کس را تو ...

فرهنگ عمید

۱. کبود بودن.
۲. (اسم) خال که با نیل و سوزن بر پوست بدن ایجاد کنند.
۳. (اسم) لکه‌ای که بر اثر ضربه بر روی پوست ایجاد می‌شود.
⟨ کبودی زدن: (مصدر لازم) خال‌کوبی کردن: ◻︎ بر تن و دست و کتف‌ها بی‌گزند / از سر سوزن کبودی‌ها زدند (مولوی: ۱۵۵).

۱. کبود بودن.۲. (اسم ) خال که با نیل و سوزن بر پوست بدن ایجاد کنند.۳. (اسم ) لکه ای که بر اثر ضربه بر روی پوست ایجاد می شود.* کبودی زدن:...

فرهنگ معین

(کَ ) ۱ - (حامص . )کبود بودن . ۲ - (اِمر. ) خال سیاه .

دانشنامه آزاد فارسی

رجوع شود به:خون مردگی
wikijoo: کبودی

فرهنگ فارسی

۱ - کبود بودن ازرقی . ۲ - ( اسم ) خال سیاه که بر اندام پدید آید .

دانشنامه عمومی

کبودی (انگلیسی: bruise) یا کوفتگی (انگلیسی: contusion) نوعی از هماتوم بافت است که در آن مویرگ ها و گاهی اوقات سیاهرگ چه ها در اثر تروما آسیب دیده، و به تراوش، خونریزی، یا نشت خون در اطراف بافت های بینابینی منجر می شود. کبودی هایی که در اثر فشار ایجاد نشده اند، می توانند ناشی از آسیب دیدگی مویرگ ها سطح پوست، بافت زیرجلدی، ماهیچه، یا استخوان باشد.ترومای غیرنافذچشم کبودتاولسوختگیمهر بوسهwiki: کبودی...

گویش مازنی

آب تند رنگ آبی دریا در چشم انداز افق

/kaboodi/ آب تند رنگ آبی دریا در چشم انداز افق

مترادف و متضاد

تیرگی، سیاهی، نیلی


کلمات مرتبط

  • کبودی زدن
  • کبودی زن
  • کبودی زنی
  • به کبودی یاس
  • صومعه ٔ کبودین
  • کبودین
  • قنات کبودیان بیرجند
  • زاج کبود
  • زاغ کبود
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات