کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه کبوتر-وار | کلماتور
معانی کلمه : کبوتر وار
تلفظ بین المللی :
/kabˈuːtar vˈɑr/
تلفظ :
[kab'u:taR v'AR]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
کلمات مرتبط
کبوتروار اب
کبوتروار
کبوتروار آب
کبوترواران
کبوتر
کبوتر اسا
کبوتر باختن
کبوتر باز
کبوتر بان
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
کبوتروار. [ ک َ ت َرْ ] ( ص مرکب ، ق مرکب ) چون کبوتر. مانند کبوتر. کبوترآسا :
دیده ام سرچشمه خضر و کبوتروار آب
خورده و پس جرعه ریزی در دهان آورده ام.
خاقانی.
فرهنگ فارسی
( صفت ) مانند کبوتر همچون کبوتر . یا کبوتر آب . ( اسم ) جایی از رود خانه که از آن پیاده توان گذشت .
کلمات مرتبط
کبوتروار اب
کبوتروار
کبوتروار آب
کبوترواران
کبوتر
کبوتر اسا
کبوتر باختن
کبوتر باز
کبوتر بان
نظرات