Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : کبد

تلفظ بین المللی : /kˈabed/ تلفظ :‌ [k'abed]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معیندانشنامه آزاد فارسیفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیمترادف و متضاددانشنامه اسلامی
  • کبد الاسد
  • کبد (جگر)
  • کبد مصنوعی
  • کبد پیاسنزا
  • کبد چرب
  • ذات الکبد
  • رگ گوشت چنگار کبد
  • زاویه ٔ کبد
  • زایده ٔ کبد
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معیندانشنامه آزاد فارسیفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیمترادف و متضاددانشنامه اسلامی

لغت نامه دهخدا

کبد. [ ک ِ ] (ع اِ) رجوع به کَبد شود.

کبد. [ ک َ ب ِ ] (اِخ ) لقب عبدالحمیدبن ولید، محدث است ، جهت گرانی جسم وی . (منتهی الارب ).

کبد. [ ک َ ب َ ] (ع مص ) دردناک گردیدن جگر. (منتهی الارب ) (از اقرب الموارد). || بزرگ شدن شکم . (ناظم الاطباء).

کبد. [ ک َ / ک َ ب َ ] (ص ) گوشت...

فرهنگ عمید

۱. سختی؛ رنج؛ دشواری.
۲. میانۀ چیزی.

بزرگ‌ترین عضو درونی بدن که در پهلوی راست و زیر پردۀ دیافراگم قرار دارد و در جذب مواد غذایی، سم‌زدایی، و ایمنی بدن نقش مهمی دارد.

۱. سریشُم.
۲. هر‌چیزی که با آن دو فلز را به هم جوش می‌دهند؛ لحیم: ◻︎ از آن که مدح تو گویم درست گویم و راست / مرا به کار نیاید سریشُم و کبَدا (دقیقی: ۹۵).

۱. سریشُم.۲. هر چیزی که با آن دو فلز را به هم جوش می...

فرهنگ معین

(کَ بِ) [ ع . ] (اِ.) جگر، جگر سیاه .

(کَ بَ) (اِ.) = کبید: ماده ای که با آن لحیم کنند، لحام .

(کَ بَ ) (اِ. ) = کبید: ماده ای که با آن لحیم کنند، لحام .
(کَ بِ ) [ ع . ] (اِ. ) جگر، جگر سیاه .

دانشنامه آزاد فارسی

کَبِد (liver)کَبِدکَبِدکَبِدکَبِددر مهره داران۱، اندامی بزرگ با عملکرد گستردۀ تنظیمی و ذخیره ای. کبد انسان در بخش بالایی شکم۲ واقع است. حدود دو کیلوگرم وزن و چهار لُب۳ دارد. کبد محصولات گوارش۴ را دریافت می کند. غذای جذب شده از روده۵ با جریان خون به کبد منتقل می شود. تبدیل گلوکز۶ به کلیگوژن۷ و تبدیل مجدد آن به گلوکز در هنگام نیاز نیز به عهده کبد است. به این ترتیب، کبد سطح گلوکز را در خون تنظیم می ک...

فرهنگ فارسی

جگربه معنی میانه چیزی هم میگویند
( اسم ) جگر جمع : اکباد کبود .
کوهیست سرخ مربنی کلاب را

دانشنامه عمومی

جِگَر یا کَبِد (به انگلیسی: Liver) بزرگترین غده در بدن است که در فعالیت های سوخت وساز بدن مانند گوارش نقش دارد.بخش بزرگی از سنتز اسیدآمینهجگر نقش های متعددی در متابولیزم کربوهیدارت ها داردنوگلوکززایی (سنتز گلوکز از اسید آمینه ها، لاکتات یا گلیسرول)گلیکوژنولیز (شکستن گلیکوژن به گلوکز)گلیکوژنز (تشکیل گلیکوژن از گلوکز)(بافت های ماهیچه ای نیز می توانند این کار را انجام دهند)تمام خون دستگاه گوارش توسط ...

مترادف و متضاد

liver (اسم)
کبد، جگر، جگر سیاه، زندگی کننده

دانشنامه اسلامی

[ویکی الکتاب] معنی کَبَدٍ: رنج و خستگیتکرار در قرآن: ۱(بار). کَبَد بر وزن فرس به معنی سختی است (مجمع) راغب گفته: کَبْد (بر وزن کتف) جگر و (بر وزن فرس) درد جگر است ایضاً کُباد (به ضم اول) به معنی درد جگر است. کبدالسماء وسط آسمان است تشبیه شده به کبد انسان که در وسط بدن قرار دارد. مراد از آن در آیه مشقت و سختی است یعنی: حقاً که انسان را در رنج و تعب آفریدیم زندگی او پر از مشقت و رنج است و همین رنج و...

کلمات مرتبط

  • کبد الاسد
  • کبد (جگر)
  • کبد مصنوعی
  • کبد پیاسنزا
  • کبد چرب
  • ذات الکبد
  • رگ گوشت چنگار کبد
  • زاویه ٔ کبد
  • زایده ٔ کبد
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات