کاچال. ( اِ ) آلات خانه باشد چون فرش و اوانی ، و سیار ( سپار ) همین باشد. ( فرهنگ اسدی چ هرن ص 80 ). آلات خانه باشد از هر نوعی. ( لغت فرس اسدی چ عباس اقبال ). آلات خانه بود از هرلونی که باشد از قماش و آنچه بدان ماند. ( اوبهی ).بمعنی کاچار است که آلات و ضروریات خانه باشد از هر گونه و بمعنی متاع و اسباب هم آمده است. ( برهان ) : زود بردند و آزمودندش همه کاچالها نمودندش.عنصری.بخواست آتش و آن کنده را ب...
فرهنگ معین
(اِ. ) ضروریات ، وسایل خانه از هر چیز.
فرهنگ فارسی
( اسم ) کاچار : [ بخواست آتش و آن کنده را بکند و بسوخت نه کاخ ماند و نه تخت و نه تاج و نه کاچال ] . ( بهرامی ) آلات خانه باشد