کاچ . (اِخ ) نام ناحیتی به هندوستان که از نهر جَکش مشروب گردد. (ماللهند بیرونی ص 131).
(اِ.) تارک سر، فرق سر. کاج و کاچک نیز گویند.
(اِ.) 1 - آبگینه . 2 - شیشة ساییده شده که کاسه گران روی طبق و کاسة ناپخته مالند.
کاسه
چماق
کاسه
۱دسته ی کوچک و سر سبز گیاه همیشک که بر چوبی در آغل می آویزند ...
چماق
کاسه
۱. احول، دوبین، کاج، کژبین، لوچ
۲. آبگینه، شیشه
۳. تارک، چکاد، فرق، هباک