کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی کلمه : کانون پُرمسافر
تلفظ بین المللی :
/kˈɑnuːn pormosˈɑfer/
تلفظ :
[k'Anu:n poRmos'AfeR]
پیمایش سریع
فرهنگ فارسی
کلمات مرتبط
کانون پرمسافر
کانون
کانون آتشفشانی
کانون اصلی
کانون بانوان
کانون بندر
کانون های آستیگماتی
کانون کاسگرینی
کانون عدسی
فرهنگ فارسی
فرهنگ فارسی
محدودهای که ویژگی آن حجم زیاد سفر با وسایل نقلیۀ عمومی و شخصی است
کلمات مرتبط
کانون پرمسافر
کانون
کانون آتشفشانی
کانون اصلی
کانون بانوان
کانون بندر
کانون های آستیگماتی
کانون کاسگرینی
کانون عدسی
نظرات